چه چیزی باعث بالا رفتن آمار طلاق در ایران شده است؟ - کلینیک رشد پویا

چه چیزی باعث بالا رفتن آمار طلاق در ایران شده است؟

چه چیزی باعث بالا رفتن آمار طلاق در ایران شده است؟

میزان آمار طلاق و جدایی در سال‌ های اخیر با افزایش قابل توجهی همراه بوده است به گونه‌ای که به نظر می‌رسد این موضوع در بین زوج‌ های ایرانی عادی شده و با کوچکترین مشکلی جدایی را به عنوان تنها و بهترین راهکار برمی‌گزینند.

 

برای درک عمق این فاجعه، کافی است گذری به دادگاه ‌های خانواده بزنیم تا در آنجا با زوج‌ های جوان بسیاری که برای گرفتن حکم طلاق پشت در شعبات در انتظار نشسته‌اند، مواجه شویم.

بر اساس گزارش منتشر شده توسط دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی و مهاجرت سازمان ثبت احوال کشور در سال 1392 از هر 100 ازدواج، 20.1 طلاق وجود دارد.

دلایل طلاق عبارت بوده است از نبودن تناسب میان دختر و پسر، تفاوت ‌های اعتقادی، رعایت نکردن مسائل شرعی از سوی یکی از زوجین، عدم شناخت کافی از یکدیگر و مشکلات زناشویی! به این ‌ها اضافه کنید اظهار نظرهای رسمی کارشناسان دیگری را که بر اساس پژوهش هایی که انجام دادند.
همچنین از پیامدهای گذار جامعه ایرانی از سنت به مدرنیته، نداشتن مهارت‌های ارتباط زناشویی لازم و متناسب نبودن پرسونالیتی فردی و خانوادگی زوجین در کنار عوامل اقتصادی مهمترین دلیل فروپاشی تشکل‌های خانوادگی نیمه مدرن و جوان امروزی است.

کلینیک رشد پویا

زهره طیبی، روان شناس، مشاور، خانواده درمانگر و موسس کلینیک رشد پویا از آن جایی که یکی از نیاز های اساسی جامعه فعلی ما توجه به سلامت روان و بنیان...

سوالات خود را از پزشک بپرسید
  • کلینیک رشد پویا
    ۱۳۹۸/۰۳/۱۳ ۰۵:۳۸

    سلام عزیزم مطالبتون رو خوندم اما برای جواب خیلی جیزها رو نمیدونم مثلا سنتون، مدت زمان آشناییتون قبل از عقد و آیا اینکه فامیل هستین یا نه....... ترجیح میدم با شماره تماسی که بهتون می دم با من تماس بگیرید تا بتونین بیشتر توضیح بدین و من بهتر بتوانم پاسخ گوی شما باشم. شماره موبایل:09122263193 طیبی

  • Kiana iranzad
    ۱۳۹۸/۰۲/۰۲ ۰۶:۴۵

    سلام،وقتتون بخیر.خانمی هستم که یکسال و سه ماهه عقد کردم. قبل از عقد با همسرم گفت و گو و تبادل نظر کردیم و عقاید و خواسته ها مون رو به هم گفتیم و بدون اجبار شرایطی رو پذیرفتیم و قول و قرارهایی گذاشتیم و بهم اطمینان دادیم. اما چند وقتیه متوجه شدم همسرم خیلی دروغ گفته بهم. وقتی متوجه میشدم یا میگفت اِه حالا مگه چیکار کردم این چیزا مهم نیست و ...در صورتی که اون موقع قاطعانه بهم قول داده بود. یا کار اشتباهی هم بکنه خودش قول میده دیگه نمیکنم ولی من متوجه شدم بازم انجام میده یه بار به روش آوردم ولی قسم خورد اشتباه میکنم ولی من مطمئنم دروغ میگه چون با چشمای خودم دیدم. من باید بهش احترام بذارم حتی اگه کاری رو نمیتونم باید انجام بدم تا اون خوب باشه ولی اون نه. براش مهم نیست من چی دوست دارم. وقتی ناراحتم میکنه دلش میخواد درجا فراموش کنم، تو همون ثانیه ولی خودش همش تیکه میندازه، غر میزنه. به خدا نه سخت گرفتم بهش که اینجوری بشه نه ولش کردم به هر راهی بره😔تو کاراش و زندگی باهام مشورت نمیکنه. تلاشی هم برای بهتر شدن اوضاع نمیکنه درصورتی که لازمه. میگه همین بسه دیگه ولخرجی میکنه.نظر و خواسته و آرزوی شخصی ای در مورد خودم نمیتونم داشته باشم و هرچی اون گفت باید انجام بدم. سر این دروغ آخرش دیگه داغون شدم میدونم یه کار بد کرده خودم دیدم ولی جوری فیلم بازی کرده دست پیش رو گرفته که نه بابا این حرفا چیه به من اعتماد کن چرا اعتماد نداری و فلان ...الان دیگه متوجه شدم یقینم صد درصد شده که اون این کار رو کرده😔😔 خسته شدم نمیدونم باید چیکار کنم😔اگه میتونید کمکم کنید یه راه حل بدین.هم واسه کل ماجرا هم دروغ آخرش

  • لغو پاسخ